
قسمت 1: اصول اولین تماس سرد در صنایع غذایی
اصول تماس سرد، آمادگی پیش از تماس، ذهنیت فروشنده و شروع مکالمه حرفهای با مسئول خرید در صنایع غذایی ایران.
متن و ویدئوی این قسمتمجموعه آموزشی یازدهفصلی بر اساس متن فارسی چهار پادکست مجتبی دشتی؛ از شروع تماس تا مدیریت اعتراض و تبدیل فرصت به سفارش سازمانی.
مشاهده چهار قسمت پادکستاصول تماس سرد، آمادگی پیش از تماس، ذهنیت فروشنده و شروع مکالمه حرفهای با مسئول خرید در صنایع غذایی ایران.
مجری: اول از همه، تماس سرد یعنی چی؟ آیا همون زنگزدن به شرکتها و معرفی محصولاته؟
کارشناس: نه، دقیقا. تماس سرد یعنی با یک مشتری بالقوه ارتباط بگیریم که قبلش درخواستی برای خرید یا همکاری ثبت نکرده. اما هدف تماس، لزوما فروختن محصول در همون لحظه نیست.
مجری: یعنی من به یک شرکت زنگ بزنم، ولی نخوام همون اول بهش بفروشم؟
کارشناس: دقیقا. فرض کن یک تولیدکننده قهوه میخواد به شرکتها و دفاتر اداری محصول بفروشه. اگه بگه: «سلام، ما قهوه عالی داریم؛ خرید دارین؟» ممکنه جواب بشنوه: «نه، ممنون.»
مجری: خب، پس چطور شروع کنه؟
کارشناس: مثلا بگه: «سلام، وقتتون بخیر. درباره تأمین قهوه و اقلام پذیرایی سازمانی تماس گرفتم. میخواستم بدونم مسئولیت خرید این محصولات با واحد اداریه یا تدارکات؟»
مجری: اینجا دیگه موضوع فروش فوری نیست؛ داره مسیر خرید رو پیدا میکنه.
کارشناس: درسته. بعد از اینکه فرد مربوط رو پیدا کرد، میتونه بپرسه: «آیا برای تأمین این اقلام، پیشنهاد تأمینکنندههای جدید رو هم بررسی میکنید؟»
مجری: حالا اگه گفتن «ما تأمینکننده داریم» چی؟
کارشناس: این لزوما به معنای شکست نیست. ممکنه هیچ فرصتی وجود نداشته باشه؛ ممکن هم هست برای محصول جدید، تأمین تکمیلی یا همکاری آینده فرصتی باشه. باید بفهمیم کدوم وضعیت وجود داره.
مجری: پس اصل اول اینه: بهجای اینکه در تماس اول محصول رو بفروشیم، ارزش گام بعدی رو نشون بدیم.
کارشناس: دقیقا. این همون اصل مرکزی آموزش تماس سرده.
مجری: یکی از مشکلات فروشندهها اینه که قبل از زنگزدن نگران میشن. میگن: «اگه مشتری جواب رد بده چی؟»
کارشناس: این نگرانی طبیعیه. اما بعضی وقتها مشکل، فقط اعتمادبهنفس نیست؛ فروشنده آمادگی کافی نداره.
مجری: منظورت از آمادگی چیه؟
کارشناس: پیش از هر تماس، باید به چهار پرسش پاسخ بدیم. اول، چرا این سازمان رو انتخاب کردیم؟ دوم، چه محصولی برای اون مناسبه؟ سوم، چه اطلاعاتی رو میتونیم با اطمینان ارائه کنیم؟ و چهارم، از این تماس چه نتیجهای میخوایم؟
مجری: مثلا برای یک کارخانه که پرسنل زیادی داره، نباید خودکار فرض کنیم که حتما خرید مواد غذایی داره؟
کارشناس: درسته. ممکنه تأمین غذای کارکنان به یک پیمانکار واگذار شده باشه. ممکنه خرید اقلام پذیرایی مستقیم باشه. ما باید بپرسیم، نه اینکه حدس بزنیم.
مجری: اگه فروشنده قیمت روز یا شرایط تسویه رو ندونه چی؟
کارشناس: نباید ادعای نادرست کنه. بهتره بگه: «برای اینکه اطلاعات دقیق بدم، شرایط رسمی رو بررسی میکنم.»
مجری: پس یک فروشنده حرفهای قرار نیست همه رو قانع کنه.
کارشناس: دقیقا. وظیفهش شناخت فرصت مناسب و پیشبرد مکالمه باکیفیته. ردشدن یک تماس، به معنای بیارزشبودن فروشنده یا محصول نیست.
مجری: بریم سراغ لحن. آیا وقتی با مدیر خرید یک هتل یا شرکت حرف میزنیم، باید خیلی رسمی باشیم؟
کارشناس: باید حرفهای باشیم؛ اما نه خشک و مصنوعی. صدامون باید آروم، واضح و مطمئن باشه.
مجری: مثلا چه جملهای رو نگیم؟
کارشناس: اینکه بگیم: «ببخشید مزاحم شدم، فقط میخواستم شرکتمون رو معرفی کنم» شروع قویای نیست.
مجری: جمله بهتر چیه؟
کارشناس: «سلام، وقتتون بخیر. برای بررسی امکان همکاری در تأمین یک گروه مشخص از محصولات غذایی تماس گرفتم.»
مجری: اینجا تفاوت مهم اینه که دلیل تماس، روشنه.
کارشناس: درسته. فروشنده نباید ابتدای تماس، تمام محصولات، برندها و شرایط رو پشت سر هم ردیف کنه. بهتره معرفی کوتاه، دلیل تماس و یک پرسش مرتبط داشته باشه.
مجری: و بعدش ساکت بمونه تا مشتری جواب بده؟
کارشناس: دقیقا. مکثکردن و گوشدادن، بخش مهمی از مکالمه فروشه. اسکریپت نقشه راهه؛ نه متنی که باید به هر قیمتی تا آخر خونده بشه.
مجری: امروز یاد گرفتیم که تماس سرد فقط زنگزدن نیست. باید هدف مشخص، ذهنیت درست و لحن حرفهای داشته باشیم.
کارشناس: و یک تمرین عملی: پیش از پنج تماس بعدی، دلیل انتخاب مشتری و پرسش اولتون رو بنویسید. این تمرین، پایه مرحله بعدی آموزشه.
مجری: در قسمت دوم مجموعه مجتبی دشتی، درباره شاخصهای فروش، شناسایی مشتری و ساخت اسکریپتهای واقعی صحبت میکنیم.
شناسایی مشتری سازمانی، شاخصهای عملکرد فروش و طراحی اسکریپت تماس برای بازار صنایع غذایی.
مجری: فرض کن یک کارشناس فروش در یک روز پنجاه تماس میگیره. آیا این یعنی عملکردش عالی بوده؟
کارشناس: نه لزوما. تعداد تماس فقط یک شاخص فعالیته. باید ببینیم چند نفر جواب دادن، با چند مسئول مرتبط صحبت شده، چند استعلام گرفتیم و چند سفارش واقعی ثبت شده.
مجری: پس مرحلههای قیف فروش رو چطور بسنجیم؟
کارشناس: از تعداد شمارهگیری شروع میکنیم؛ بعد مکالمات واقعی، گفتوگو با فرد تصمیمگیر، فرصتهای واجد شرایط، درخواست استعلام، بررسی نمونه، سفارش اول و سفارشهای تکراری.
مجری: یک مثال عددی بزنیم.
کارشناس: فرض کن در یک هفته، دویست بار شمارهگیری شده. پنجاه مکالمه واقعی داشتیم و بیست مکالمه با مسئول مرتبط. هشت استعلام گرفتیم و سه سفارش آزمایشی ثبت شده.
مجری: یعنی نرخ اتصال میشه بیستوپنج درصد؟
کارشناس: بله. و نرخ تبدیل مکالمه با مسئول مرتبط به استعلام، چهل درصد میشه. اما تأکید میکنم: این اعداد کاملا فرضی و صرفا برای آموزشه.
مجری: تفاوت سفارش و درآمد واقعی چی؟
کارشناس: نکته مهمیه. سفارش ثبتشده، کالای تحویلشده و وجه وصولشده همیشه یکی نیستن. توی بازار ایران، بررسی شرایط تسویه و وصول مطالبات هم بخشی از کنترل فروشه.
مجری: حالا فروشنده باید به چه شرکتهایی زنگ بزنه؟
کارشناس: به شرکتهایی که محصول ما با نیاز احتمالی و مسیر خریدشون تناسب داشته باشه. یک تولیدکننده قهوه نباید همون پیشنهادی رو به هتل، کترینگ و دفتر اداری بده.
مجری: چرا؟
کارشناس: چون معیارهای خرید متفاوتن. یک دفتر اداری ممکنه دنبال بستهبندی مناسب پذیرایی باشه. یک هتل ممکنه به مشخصات محصول، برنامه تحویل و تناسب با خدمات غذایی خودش توجه کنه.
مجری: کدوم گروهها رو باید برسیم؟
کارشناس: شرکتها و دفاتر اداری، کارخانههای دارای خدمات رفاهی، هتلها، رستورانها، کترینگها، مراکز درمانی و آموزشی و همچنین شرکتهای پخش و عمدهفروشها.
مجری: پس فقط تعداد کارکنان یک شرکت مهم نیست؟
کارشناس: دقیقا. نباید از روی تعداد کارکنان، مقدار مصرف رو حدس بزنیم. باید بفهمیم چه کسی خرید میکنه، محصول چطور مصرف میشه، خرید دورهایه یا موردی و آیا تأمین از طریق پیمانکار انجام میشه.
مجری: برای بانک مشتریان چه اطلاعاتی ثبت کنیم؟
کارشناس: نام سازمان، صنعت، شهر، گروه محصول مرتبط، فرد مسئول، مسیر خرید، نتیجه آخرین تماس و اقدام بعدی. اطلاعات تماسی هم باید از منابع معتبر و مجاز گرفته بشه.
مجری: رسیدیم به اسکریپت. آیا باید یک متن ثابت بدیم به تمام کارشناسهای فروش؟
کارشناس: یک چارچوب مشترک به درد میخوره؛ اما متن باید متناسب مشتری تنظیم بشه. سه پرسش پایه اینه: چه کسی هستیم؟ چرا تماس گرفتیم؟ چه اقدامی میخوایم؟
مجری: یک مثال برای فروش به کارخانه بزن.
کارشناس: «سلام، وقتتون بخیر. درباره امکان تأمین برخی محصولات غذایی برای خدمات پذیرایی و رفاهی مجموعه تماس گرفتم. میخواستم بدونم خرید این اقلام مستقیما توسط کارخانه انجام میشه یا پیمانکار خدمات مسئول اونه؟»
مجری: اگه گفت پیمانکار مسئوله؟
کارشناس: پس مسیر فروش عوض میشه. بهجای اصرار برای صحبت با مدیر کارخانه، باید مسیر ارتباط مناسب با پیمانکار رو پیدا کنیم.
مجری: برای هتل چطور؟
کارشناس: «سلام، وقتتون بخیر. برای بررسی امکان تأمین محصولات غذایی مرتبط با صبحانه و پذیرایی تماس گرفتم. میفرمایید بررسی تأمینکنندههای جدید از طریق واحد خرید انجام میشه؟»
مجری: و برای یک سازمان دولتی؟
کارشناس: در اونجا بهتره بپرسیم: «برای معرفی و ارزیابی تأمینکنندههای محصولات غذایی، سامانه یا فرایند رسمی مشخصی وجود داره؟» تماس سرد نباید جایگزین فرایند رسمی خرید بشه.
مجری: یعنی قبل از هر تماس، باید دلیل مشخصی برای انتخاب اون مشتری داشته باشیم.
کارشناس: درسته. اسکریپت خوب، تماس رو به گفتوگوی معنادار تبدیل میکنه؛ نه به یک معرفی تکراری.
مجری: در این قسمت فهمیدیم که فروش موفق با تعداد تماس زیاد بهتنهایی بهدست نمیاد.
کارشناس: بله. باید مشتری مناسب رو شناسایی کنیم، نتیجه رو بسنجیم و برای هر گروه، اسکریپت متناسب داشته باشیم.
مجری: در اپیزود سوم آموزشهای مجتبی دشتی، سراغ یکی از مهمترین مرحلههای فروش میریم: مدیریت اعتراضهای مشتری و پیگیری حرفهای.
شناخت علت اعتراض خریدار، پاسخ حرفهای و پیگیری فرصت فروش بدون فشار یا مزاحمت.
مجری: شاید پرتکرارترین جملهای که فروشنده میشنوه این باشه: «ما تأمینکننده داریم.» چه جوابی بدیم؟
کارشناس: اول باید حرف مشتری رو بپذیریم. مثلا بگیم: «کاملا طبیعیه. قصد من تغییر فوری تأمینکننده فعلی شما نیست. میخواستم بدونم اگه در آینده به محصول جدید یا تأمین تکمیلی نیاز داشته باشید، پیشنهادها رو از چه مسیری بررسی میکنید؟»
مجری: اگه مشتری بگه «فقط لیست قیمت بفرستید» چی؟
کارشناس: بهجای اینکه اصرار کنیم اول جلسه بذاره، میپرسیم: «حتما. کدوم محصول، چه نوع بستهبندی و چه مقداری مدنظرتونه تا قیمت مرتبط رو ارسال کنم؟»
مجری: وقتی میگه «قیمتتون بالاست» چی؟
کارشناس: باید مقایسه رو دقیق کنیم. مثلا: «برای مقایسه درست، بهتره وزن خالص، بستهبندی، شرایط تحویل و شیوه پرداخت یکسان بررسی بشن. آیا قلم مشخصی رو مدنظر دارید؟»
مجری: اگه اعتراض به حداقل سفارش یا شرایط تسویه باشه؟
کارشناس: فروشنده باید نیاز مشتری رو بفهمه، اما نباید قول خارج از اختیار بده. میتونه بگه: «شرایط مدنظرتون رو ثبت میکنم تا در چارچوب ضوابط فروش بررسی بشه.»
مجری: درباره کیفیت و تاریخ مصرف چی؟ این موضوع در صنایع غذایی خیلی مهمه.
کارشناس: دقیقا. اینجا هیچ جای حدسزدن نیست. فروشنده باید مشخصات رسمی محصول، شرایط نگهداری و مدارک مربوط رو ارائه کنه. اگه اطلاعات دقیق رو نداره، باید بررسی کنه؛ نه اینکه برای گرفتن سفارش، ادعایی بسازه.
مجری: اگه بگن «ما با پیمانکار قرارداد داریم» چی؟
کارشناس: میپرسیم: «تأمین این گروه محصول بهطور کامل در اختیار پیمانکاره یا بخشی از خریدها مستقیما توسط سازمان انجام میشه؟» با این پرسش، مسیر واقعی خرید روشن میشه.
مجری: اگه مشتری بگه «فعلا نیاز نداریم» چی؟
کارشناس: بهتره بگیم: «کاملا متوجهم. ترجیح میدید فعلا ارتباط دیگهای نداشته باشیم یا در صورت نیاز آینده، خودتون تماس میگیرید؟» ارزش احترام به تصمیم مشتری از یک پیگیری ناخواسته بیشتره.
مجری: پس مدیریت اعتراض یعنی فهمیدن علت مخالفت، نه شکستدادن مشتری.
کارشناس: دقیقا. فروش حرفهای به معنای فشارآوردن نیست.
مجری: فرض کن تماس خوبی داشتیم و مشتری گفت کاتالوگ بفرستید. حالا چهکار کنیم؟
کارشناس: اول باید ثبت کنیم چه محصولی رو درخواست کرده، چه اطلاعاتی برایش مهم بوده و از چه مسیری خواسته اطلاعات رو بگیره.
مجری: یعنی فقط شمارهش رو در گوشی ذخیره نکنیم؟
کارشناس: دقیقا. باید وضعیت فرصت فروش روشن باشه. مثلا: «درخواست اطلاعات»، «در انتظار استعلام»، «بررسی نمونه»، «سفارش آزمایشی» یا «همکاری فعال».
مجری: پیگیری رو چطور انجام بدیم که مشتری احساس مزاحمت نکنه؟
کارشناس: پیگیری باید به گفتوگوی قبلی مربوط باشه. مثلا: «سلام، وقتتون بخیر. در ادامه گفتوگوی امروز، مشخصات محصول مورد بحث رو برای بررسی ارسال میکنم.»
مجری: چه فرقی با یک پیام تبلیغاتی عمومی داره؟
کارشناس: این پیام به درخواست واقعی مشتری پاسخ میده. پیگیری حرفهای باید معنادار باشه، نه اینکه هر روز یک پیام تکراری بفرستیم.
مجری: اگه بعد از ارسال استعلام، مشتری جواب نداد چی؟
کارشناس: میتونیم در چارچوب زمان و مسیر مورد توافق، یک پیگیری محترمانه داشته باشیم. اما اگه درخواست کرد تماس نگیریم، باید رعایت بشه.
مجری: در پایان هفته چه چیزهایی رو بررسی کنیم؟
کارشناس: اینکه چند مشتری مناسب پیدا کردیم، چند استعلام گرفتیم، کدوم اعتراضها بیشتر تکرار شدن و چند فرصت به سفارش یا همکاری واقعی رسیدن.
مجری: در این قسمت دیدیم که اعتراض مشتری نباید به دعوای فروش تبدیل بشه و پیگیری هم نباید مزاحمت ایجاد کنه.
کارشناس: درسته. پیشنهاد عملی اینه که پنج اعتراض رایج مشتریان خودتون رو بنویسید و برای هر کدوم، یک پاسخ کوتاه، دقیق و قابل اجرا طراحی کنید.
مجری: در اپیزود چهارم مجموعه مجتبی دشتی، از تماس و پیگیری عبور میکنیم و به تبدیل فرصت به سفارش، ارزیابی تماس و مهارتهای پیشرفته میپردازیم.
نیازسنجی، تصمیمگیرندگان خرید، سفارش آزمایشی، ارزیابی کیفیت تماس و تمرین مکالمه فروش.
مجری: تا اینجا یاد گرفتیم چطور با مشتری تماس بگیریم. اما چطور این ارتباط به سفارش واقعی تبدیل میشه؟
کارشناس: اول باید فرایند تصمیمگیری مشتری رو بشناسیم. توی یک سازمان ممکنه واحد اداری نیاز رو مطرح کنه، تدارکات پیشنهاد رو بررسی کنه، واحد مالی شرایط پرداخت رو بسنجه و مدیر مربوط تأیید نهایی بده.
مجری: پس همیشه مدیرعامل مسئول خرید نیست.
کارشناس: دقیقا. باید نقش هر فرد رو در همون سازمان بفهمیم.
مجری: نیازسنجی رو با چه پرسشهایی انجام بدیم؟
کارشناس: مثلا: چه گروه محصولی مصرف میشه؟ بستهبندی مناسب چیه؟ خرید دورهایه یا موردی؟ حجم مصرف چقدره؟ شرایط تحویل چیه؟ چه مدارکی برای بررسی لازمه؟
مجری: آیا از تعداد کارکنان میتونیم حجم مصرف رو حدس بزنیم؟
کارشناس: نه. این اطلاعات باید از مشتری گرفته یا از منبع معتبر بررسی بشه.
مجری: سفارش آزمایشی چه نقشی داره؟
کارشناس: در بعضی همکاریها، سفارش محدود اولیه میتونه به مشتری کمک کنه تا محصول و فرایند تأمین رو بررسی کنه. اما نباید قول بدیم که این سفارش حتما به قرارداد بلندمدت تبدیل میشه.
مجری: بعد از سفارش اول چی؟
کارشناس: به تعهدات نگاه میکنیم: آیا محصول مطابق مشخصات تحویل شده؟ زمانبندی رعایت شده؟ مسائل مالی روشنه؟ همکاری پایدار از اجرای درست تعهدات شروع میشه.
مجری: فرض کنیم من مدیر یک تیم فروشم. چطور بفهمم کارشناسهای من تماس حرفهای میگیرن یا نه؟
کارشناس: با یک الگوی ارزیابی روشن. مثلا یک برگه صد امتیازی طراحی میکنیم.
مجری: این صد امتیاز چطور تقسیم میشه؟
کارشناس: پونزده امتیاز برای شروع حرفهای، بیست امتیاز برای تناسب پیام با مشتری، بیست امتیاز برای شناسایی نیاز، پونزده امتیاز برای لحن، پونزده امتیاز برای مدیریت اعتراض و پونزده امتیاز برای تعیین اقدام بعدی.
مجری: آیا این الگو یک استاندارد رسمیه؟
کارشناس: نه، یک ابزار آموزشی پیشنهادیه. هر شرکت میتونه با توجه به مدل فروش خودش اون رو تنظیم کنه.
مجری: در جلسه مربیگری، به فروشنده چه بازخوردی بدیم؟
کارشناس: بهجای اینکه بگیم «تماست بد بود»، دقیق بگیم «دلیل تماس رو خوب توضیح دادی؛ اما قبل از شناخت نیاز، وارد مذاکره قیمت شدی.» بازخورد باید قابل اجرا باشه.
مجری: و برای تمرین، حتما باید تماسهای واقعی رو ضبط کنیم؟
کارشناس: نه. میتونیم از نقشآفرینی آموزشی استفاده کنیم. ضبط تماس واقعی هم باید با رعایت ضوابط و رضایتهای لازم باشه.
مجری: حالا بیا یک تماس واقعینما رو شبیهسازی کنیم. من مسئول تدارکات یک شرکتم و تو کارشناس فروشی.
کارشناس: باشه. «سلام، وقتتون بخیر. برای بررسی امکان تأمین دورهای اقلام پذیرایی سازمانی تماس گرفتم. آیا بررسی تأمینکنندههای این محصولات با شماست؟»
مجری: بله، اما ما تأمینکننده داریم و راضی هستیم.
کارشناس: «کاملا متوجهم. وقتی از همکاری فعلی راضی هستید، دلیلی برای تغییر فوری نیست. فقط میخواستم بدونم اگه در آینده به محصول جدید یا تأمین تکمیلی نیاز داشته باشید، پیشنهادها از چه مسیری بررسی میشن؟»
مجری: به واحد خرید ارسال میشن؛ اما فعلا برنامهای برای تغییر نداریم.
کارشناس: «ممنون از راهنماییتون. پس فعلا درخواستی برای بررسی همکاری وجود نداره. روز خوبی داشته باشید.»
مجری: جالب بود! نه فشار آوردی، نه ادعای برتری کردی و نه اصرار داشتی که حتما جلسه بگیری.
کارشناس: چون هدف تماس سرد، فقط بهدستآوردن جواب مثبت نیست؛ شناخت فرصت مناسب و حفظ اعتبار حرفهای هم مهمه.
مجری: حالا برای تیم فروش چه برنامهای پیشنهاد میدی؟
کارشناس: برنامهای چهارمرحلهای. مرحله اول، شناخت مشتری و لحن تماس. مرحله دوم، فهرستسازی و بخشبندی. مرحله سوم، اسکریپتنویسی و مدیریت اعتراض. و مرحله چهارم، ارزیابی نتیجه و بهبود مکالمات.
مجری: اگه بخوای تمام این آموزش رو در پنج نکته خلاصه کنی، چی میگی؟
کارشناس: اول، قبل از شمارهگیری مشتری رو بشناسید. دوم، بهجای معرفی همه محصولات، دلیل مشخصی برای تماس داشته باشید. سوم، مسیر خرید هر سازمان رو جداگانه بررسی کنید. چهارم، هیچ وعده تجاری تأییدنشدهای ندهید. و پنجم، موفقیت رو با کیفیت فرصتها و نتایج واقعی بسنجید.
مجری: و آخرین پرسش: مهمترین درس تماس سرد چیه؟
کارشناس: اینکه در تماس اول، قرار نیست همهچیز رو بفروشیم. باید دلیل معتبری برای گام بعدی ایجاد کنیم.
مجری: این مجموعه با محتوای آموزشی مجتبی دشتی در حوزه توسعه فروش بیتوبی و مشترییابی سازمانی تهیه شده. برای مطالعه راهنمای جامع و استفاده از تمرینها، به وبسایت مجتبی دشتی مراجعه کنید.
کارشناس: یادتون باشه؛ یک تماس خوب، شروع یک فرایند حرفهایه، نه لزوما پایان یک فروش.

اصول تماس سرد، آمادگی پیش از تماس، ذهنیت فروشنده و شروع مکالمه حرفهای با مسئول خرید در صنایع غذایی ایران.
متن و ویدئوی این قسمت
شناسایی مشتری سازمانی، شاخصهای عملکرد فروش و طراحی اسکریپت تماس برای بازار صنایع غذایی.
متن و ویدئوی این قسمت
شناخت علت اعتراض خریدار، پاسخ حرفهای و پیگیری فرصت فروش بدون فشار یا مزاحمت.
متن و ویدئوی این قسمت
نیازسنجی، تصمیمگیرندگان خرید، سفارش آزمایشی، ارزیابی کیفیت تماس و تمرین مکالمه فروش.
متن و ویدئوی این قسمتاین متن برگرفته از سناریوهای آموزشی چهار قسمت است؛ گفتوگوها نمونه آموزشی هستند و صدای مصنوعی را نباید صدای واقعی مجتبی دشتی تلقی کرد.
وبسایت: mojtabadashti.ir